شنبه|27 آبان 1396|28 صفر 1439|18 November 2017
زمان انتشار: 1396/08/20 - 12:55 |

آيت‌الله جوادي‌آملي تشريح كرد:

تفسير واقعي قرآن چيست؟

آيت‌الله جوادي آملي با بيان اينكه تشريح برخي آيات، ترجمه است نه تفسير گفت: پرداختن به مسايل نفس‌گيري مانند سرنوشت بدن انسان بعد از اينكه زمين در قيامت به زميني ديگر تبديل مي‌‌شود، تفسير واقعي است.
پايگاه اطلاع رساني حج: آيت‌الله العظمي عبدالله جوادي آملي در ادامه تفسير سوره زمر به مسئله اهميت حضور قلب در نماز اشاره كرد و گفت: اينكه بعضي از بزرگان مي‌گويند كساني كه در نماز حواسشان جمع نيست و حضور قلب ندارند و پيش معبودشان نيستند چگونه مي‌گويند السلام و تعجب مي‌كنند از اين كار براي اين است كه اين سلام يا تحيت است يا توديع؛ اگر كسي از بيرون آمده باشد و به جمعي برسد سلام مي‌كند يا سخنرانيش تمام شده باشد مي‌گويد السلام؛ كسي كه قبل از نماز ذهنش پيش مردم و دنياست و در نماز هم ذهنش پيش مردم و دنياست چه جور مي‌گويد السلام؛ به چه كسي سلام مي‌دهد. چگونه رويش مي‌شود بگويد. چه سلام، تحيت باشد و چه توديع اين كار مشكل است كه انسان السلام عليكم بگويد ولو اينكه در لفظ بگويد.
وي با بيان اينكه نماز چون معراج مومن است، نجواي با خداست تصريح كرد: انسان چون نمازش تمام شد و از سفري معنوي تازه وارد مردم مي‌شود در اين‌صورت مي‌گويد سلام.

اين مفسر قرآن با اشاره به دستور خداوند مبني بر عبادت و اطاعت مطلق الهي عنوان كرد: فرمود مشركان نه مبدا و نه معاد را شناختند اينها بايد بدانند كل عالم در اختيار پروردگار است و اين طور نيست كه عالم خلق شده و رها شده باشد.

ذات قابل شناخت نيست

وي ادامه داد: الله آن طور كه هست قابل شناخت نيست؛ 28 روايت صدوق در اين باره نقل كرده است كه خدا يك حقيقت نامتناهي است ولي ظهوري دارد كه عالم و علمش و معلوم را فرا مي‌گيرد؛ ظهور الهي به عالم، علم، معلوم احاطه دارد و ما قبل از اينكه چيزي بفهميم فهم ما تحت اراده اوست لذا صدوق گفته مبادا كسي بگويد من فيلسوفم و حكيمم و با اين چيزها خود را گمراه كند زيرا قبل از اينكه انسان فهمش را بفهمد او مي‌داند.

جوادي آملي بيان كرد: فرمود آن مقداري كه مقدور شما است و ما گفتيم در آن و درباره آن فكر كنيد، هم، مشركان و كافران همين مقدار را هم فكر نكرده‌اند چون حقيقت ذات چيزي است كه انبياء و ائمه هم حق راهيابي ندارند.

اين مفسر قرآن در ادامه بيان كرد: اعتقاد به معاد براي احساس مسئوليت و اصلاح جامعه مفيدتر از اعتقاد به توحيد است؛ چون وقتي حساب و كتابي نباشد انساني كه خدا را هم قبول دارد خود را رها مي‌داند لذا مهمترين عامل براي اصلاح جامعه باور به معاد است. البته صرف اعتقاد به خدا و ربوبيت او كافي نيست اعتقاد به معاد است كه سازنده است و معاد هم غير از مبدا چيز ديگري نيست.

صاحب تسنيم در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به وضعيت زمين بعد از قيامت اظهار كرد: اين سه كار يعني زمين موجود، زميني كه تبديل به زمين ديگري مي‌شود و خود تبديل زمين دنيا به زمين آخرت، هر سه در قبضه الهي است لذا اگر هر سه در قبضه اوست چگونه انسان مي‌تواند از او فاصله بگيرد.

وي افزود: قرآن درباره آسمان فرمود «مطويات بيمينه»؛ فرمود ما طومار و بساطش را جمع مي‌كنيم، جمع مي‌كنيم كه عوض كنيم نه اينكه جايي جمع كنيم. يكي از مشكلات اساسي ما كه اشك مي‌ريزيم براي اين است كه اگر در خانه اهل بيت باز بود و دسترسي داشتيم مي‌پرسيديم كه آسمان و راه شيري و زمين كه عوض شود به چه تبديل مي‌شود راز عوض كردن چيست، چرا عوض مي‌شود؛ اگر بدن برخي در مريخ دفن شد و آسمان به آسماني ديگر تبديل شد چه وضعي مي‌يابد؛ اينها بايد پرسش شود.

تفسير واقعي قرآن چيست؟

جوادي آملي عنوان كرد: اينكه بعد از تبديل زمين به زمين ديگر، انسان را خارج مي‌كنند يا همزمان يا قبل از اينكه زمين را تبديل كنند؟ تفسير، اينهاست نه «الذين آمنوا ...»؛ بيشتر مباحث در البيان ترجمه است و از مباحث آدم‌كش و نفس‌گير خبري نيست. در امين‌الاسلام و تبيان شيخ طوسي هم خبري نيست، اينكه آيا انسان قبل از تبديل زنده مي‌شود يا بعد و يا همراه آن؛ اگر زمين به زمين ديگري تبديل شد كه در روي آن گناه نشده پس زميني غير از آن است و بدن غير از آن بدن مي‌شود؛ لذا بهترين راه اين است كه بگوئيم هر چه انبياء و قرآن گفته‌اند ما هم بگوئيم چشم و آن را بپذيريم چون ما از توان فهم آن عاجز هستيم.

ملكوت؛ جايي براي تفكر آدمي نيست

وي تاكيد كرد: در جايي كه ملكوت است و ذات، مي‌گويد سبحان الله اينجا جاي فكر كردن شما نيست ولي در جايي كه ملك است مقداري جا براي تفكر باز كرده‌اند، ولي در ملكوت از اول مي‌گويد برويد كنار اينجا جاي فكر شما نيست؛ شما درباره كسي كه از ماده منزه است چگونه مي‌خواهيد بحث كنيد.

جوادي آملي اظهار كرد: اينكه شهيد دارد كه «لا اله الا الله» لاي نفي جنس است و خبر نمي‌گيرد براي اين است؟ حرف شهيد اين است كه «ليس» تامه است و خبر نمي‌خواهد؛ لاي نفي جنسي است كه خبر نمي‌خواهد زيرا عبارت با «لا اله» كامل است.

منبع: ايكنا

برچسب ها:معارف - قرآن


نظرات
    فــــرم ورود اطلاعات:
    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    پست الکترونيک:
    با استفاده از آدرس پست الکترونيک با ما در ارتباط باشيد
    نظرات:

    کد:

    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    نام گیرنده:
    پست الکترونيک گیرنده:

    موضوع: